سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

288

طب در دوره صفويه ( فارسى )

هر عصب ديگرى مجوف بود ، صعود كند و به بينى زن برسد . علاوه بر اين عصب ، بوى اين مواد مىتوانست از طريق سرخرگ‌ها و سياه‌رگ‌هائى كه از رحم عبور مىكردند نيز به شرط آن كه راهشان باز بود ، به كبد و قلب و از آنجا به ريه‌ها رسيده توسط زن حس بشود و در غير اين صورت يعنى اگر راه رگ‌ها مسدود بود اين امكان وجود نداشت . نقطهء ضعف اين آزمايش در اين بود كه حاملگى را نيز موجب مسدود شدن راه‌هاى مزبور مىپنداشتند و در نتيجه اگر بو به مشام زن نمىرسيد هم مىشد آن را حمل بر حاملگى او كرد و هم بر مسدود بودن طبيعى يكى از راه‌هاى مزبور كه موجب نازائى وى مىگرديد . ابن سينا به اين نقطهء ضعف واقف بود و به اين دليل آن را به عنوان يك آزمايش قطعى كشف عقيم بودن زن قبول نداشت . عقيم بودن مرد را اكثرا به علت ضايعات اندامى مىدانستند ، ولى بسيارى از اين علل ، از قبيل شقاق ذكر ، انحناى مجراى ادرار ، كوچكى رجوليت و يا انسداد رگ وثيق ، منطبق با معلومات پزشكى ما نيست . شيخ نفسوى مىگويد اين‌ها عوارض عيوبى هستند كه فقط خداوند مىتواند علاجشان كند ، اما درمان علل ديگر ، كه برخى از آنان منطبق با عللى است كه اينك براى عنينى مردان شناخته شده‌اند ، از قبيل انزال زودرس ، ضعف مزمن قوهء باء و انواع ناراحتىهاى روحى امكان‌پذير دانسته مىشد . يك چنين افرادى را از راه تجويز خوردنىهائى حاوى عسل ، زنجبيل ، عاقر قرحا و ساير مواد و ادويه‌هاى محرك درمان مىكردند . بهاء الدوله به شرح حال مردى كه اين چنين بيمار بود و وى او را به همين طريق معالجه كرد مىپردازد و مىنويسد : شخصى سى ساله بود و اكثر شبها دو نوبت و سه نوبت احتلام شدى و در پشت و كمرگاه دردى اندك هم داشت و در مباشرت بسى ضعيف بود ، برادر من حضرت شاه شمس الدين او را مداومت خوردن بلا در بر بالاى طعامهاى مناسب فرمود و از ترشىها و سردىها و آب بسيار خوردن منع كرد نافع آمد . او را در اوايل بابلا دريا كنجد كوفته به قانون مقرر خوردى و به آهستگى زياد كرده چنانچه سالى را بدان مرتبه رسانيده بود كه روزى كه بلا دريافتى ده عدد خوردى و از اين مداومت قوت عظيم پيدا كرد . ابن سينا اضافه مىكند كه يكى ديگر از علل عنينى فساد كليه‌ها است و رازى بيمارىهاى كبدى را نيز به آن اضافه مىكند . اين هر دو معتقدند كه كليه و كبد ممكن است در اثر فراخى رگ‌ها فاسد بشوند و نتوانند چنان كه بايد و شايد عمل كنند . يكى ديگر از علل عقيمى مردان ، كه طبيعتا امروز جز افراد خيلى خرافاتى طرفدارى ندارد ، بند آمدن منى به علت جادو دانسته مىشد . عده‌اى را عقيده بر اين بود كه اگر مقدارى از موى معشوقه يك مرد بريده مىشد و بعد آن را به نحوى مىسوزاندند كه دودش به آلت رجوليت مرد مىخورد نسبت به آن زن براى هميشه عقيم مىشد . راه‌هاى ديگرى هم وجود داشت كه زن را از همبسترى با هر مردى بازمىداشت . احمد گيلانى در كتاب اسرار الاطباء به شرح روشى مىپردازد كه به كلى مانع همبسترى زن با مردان مىگرديد او مىنويسد كه اگر مردى موفق بشود قدرى روغن نوك پرستو و يا خون كفتار يا كلاغ را به فرج زن به‌مالد